امشب ز غمت میان خون خواهم خفت و زبستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خـــیال خـــود را بفرســـت تا درنگرد که بی تو چون خواهم خفت
هر دوست که دم زد از وفا دشمن شد هر پاک روی که بودتر دامن شد
گویند شب آبستن غیب است عجب چون مرد ندید از که آبستن شد
